برای ارتباط با سامانه پیامک 30004866001760 و فکس 89784916-021 تماس بگیرید
20 July 2017
امروز پنج شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۶
زمان انتشار : چهارشنبه ۲۸ مهر ۱۳۹۵ | چاپ این مطلب

وضعیت مبهم دریاچه ارومیه

دکتر مسعود تجریشی
625479_686وضعیت دریاچه ارومیه و آسیب های متوجه این اکوسیستم طبیعی کشور یکی از مهم ترین موضوعات مورد توجه مردم، مسئولین و رسانه های کشور است. حساسیت این دریاچه و بحران های متوجه آن به این دلیل بالا است که زندگی بخش قابل توجهی از جمعیت ایران به صورت مستقیم و غیر مستقیم با وضعیت این دریاچه مرتبط است.

با آغاز فعالیت دولت یازدهم «حسن روحانی» رئیس جمهور دستور ایجاد ستاد ویژه ای را برای پیگیری و احیای دریاچه ارومیه به سرپرستی «عیسی کلانتری» وزیر اسبق جهاد کشاورزی صادر کرد و این ستاد در مدت زمان فعالیت خود تلاش ویژه ای را برای احیای دریاچه انجام داد.

با این حال نسبت به عملکرد این ستاد و نگاه مقامات ارشد دولت به این بحران ابهاماتی وجود داشت. نگاه سیاسی، کاهش انگیزه و امید تیم اجرایی ستاد، وضیعت توزیع تخصص در تیم اجرایی، عملکرد تاکنون مجموعه، اهتمام و یا کارشکنی سایر دستگاه ها به احیای دریاچه، مشکلات پیش رو، عدم توجه عادلانه به سایر بحران های زیست محیطی مشابه و… از جمله ابهامات و سئوال های مرتبط با آخرین وضعیت دریاچه ارومیه بود.
 
بر همین اساس «خبرامروز» بر آن شد تا در قالب یک گفت و گو همه ابهامات و مشکلات مرتبط با آخرین وضعیت دریاچه ارومیه را با  دکتر مسعود تجریشی مدیر دفتر تلفیق و برنامه ریزی ستاد احیای دریاچه ارومیه در میان بگذارد.
 
مشروح این گفت‌وگو را در ادامه بخوانید:
 
آقای دکتر ضمن عرض سلام و وقت بخیر؛ یکی از موضوعات مرتبط با دریاچه ارومیه نحوه مدیریت رودهای حوضه آبریز از گذشته تا کنون است، لطفاً اگر ممکن است کمی در مورد رودها و نحوه مدیریت آبهای حوضه آبریز ارومیه توضیح دهید؟
بنده هم به شما و خوانندگان سایت «خبرامروز» سلام عرض می کنم؛ در حوضه آبریز دریاچه ارومیه تا کنون یک حکمرانی خوب به معنای با حکمت  و تدبیر اموز را مدیریت کردن وجود نداشته است. چون این حکمرانی با حکمت همراه نبوده است به مرور زمان فعالیت های غیر کارشناسی و غیر قانونی نیز نهادینه شده است. در حوضه آبریز ارومیه از شمال تا جنوب به هم ریختگی فعالیت های عمرانی و سیاست گذاری و نتیجه ان  تجاوز مردم به سهم اب دریاچه دیده می شود که نتیجه بی توجهی مسئولین از گذشته تا کنون به مدیریت صحیح  مدیریت آب و زنجیره ارزش کشاورزی در این منطقه است.
این مشکل مربوط کل کشور است. حکمرانی دو ریشه دارد و یکی از آن حکم کردن است که باعث می شود کسی که زورش بیشتر است بر سر دیگری کلاه بگذارد. یعنی آب را غیر قانونی بردارد در حوضه آبریز دریاچه این حکمرانی آب به معنای به کارگیری حکمت برای مدیریت آب نیست و این موضوع رفتارهای غیرقانونی را نهادینه کرده است.

شما تصور کنید کسی در خیابان یک نفر بی اجازه مغازه کوچکی بزند و آرام آرام آن را توسعه دهد و کسی به او چیزی نگوید. این مثال دقیقاً در حوضه آبریز و اطراف رودهای منطقه وجود دارد. برای مثال در داخل سد بوکان افراد با نصب پمپ در حاشیه مخزن سد در حال دست اندازی به منابع آب هستند و یا در حاشیه رودخانه ها و کانال افراد غیرقانونی آب را بر می دارند و حتی در بستر رودخانه ها دارند کشت می کنند یا باغ احداث کرده اند که نشان می دهد حاکمیت قابل قبولی در منطقه در رابطه با منابع آب و استفاده زمین جود نداشته و متأسفانه حجم آب برداشت شده توسط دست اندازی ها بسیار زیاد است.

یک حقیقت منطقه این است که به دلیل کمبود فرصت های شغلی زیاد مردم ناچار هستند به شغل کشاورزی که البته حجم بالایی از منابع آب حوضه را مصرف می کند روی بیاورند. مردم منطقه اگر فرصت های شغلی دیگری داشتند، قطعاً کشاورزی سنتی با آن همه مشقت را دنبال نمی کردند. به نظر شما مسئولین باید برای اصلاح این وضعیت چه اقدامی انجام دهند؟

مهم ترین موضوعی که باید به آن توجه کرد بحث تقسیم وظایف است. ارگان هایی نظیر وزارت نیرو، وزات جهاد کشاورزی، سازمان حفاظت محیط زیست، استانداری ها، وزارت کار و تعاون،  و… باید در چارچوب تکالیف و وظایف تعریف شده خود عمل کنند و ضمن عدم دخالت در وظایف یکدیگر هر کدام به صورت جدی به تعهدات حاکمیتی و قانونی خود پایبند باشند.
همانطور که گفتم، در حکمرانی خوب هر کس باید وظیفه خود را انجام دهد. نتیجه به هم ریختگی وظایف آن است که نهایتاً سرزمین به معنای محیط زندگی انسان ها از بین خواهد رفت و موج مهاجرت از روستا به شهر همانند سال های گذشته افزایش خواهد یافت.

برای شما یک مثال بزنم، یکی از سیاست های غیر کارشناسی که می توانم به شما بگویم این است که درحوضه آبریز چغندر کشت  می شود و سپس به مشهد و اصفهان می رود. کل ارزش چغندر تولیدی در حوضه که از منطقه به خارج از حوضه می رود و به فراورده تبدیل می گردد  18میلیون دلار بود که برای هزینه انتقال آن از ارومیه به اصفهان و خراسان فقط سالانه 20 میلیون دلار  بدون در نظر گرفتن آّب مصرفی هزینه می شد و این نمونه گویای یک اقدام ناصحیح و غیر اقتصادی  در حوضه آبریز در گذشته است. در حالی که می شد با 18 میلیون دلار این محصول را وارد کنیم بجای آنکه فقط برای هزینه استهلاک ماشین و سوخت آن 20 میلیون دلار هزینه کنیم.
تأکید من این است که هر سازمان باید کار خود را به صورت دقیق  بهینه و کارشناسی انجام دهد. وزارت نیرو باید برای مدیریت منابع آب دقیق رفتار کند. وزارت کار باید برای کار مردم منطقه فکر اساسی بکند. وزرات صنعت و معدن باید سنجیده تصمیم بگیرد بخشی از فعالیت های خود را به حوضه بیاورد. در واقع همه باید کار خود را باید به صورت احسن و در راستای وظایف حاکمیتی خود انجام دهند.

یک سئوال این است که چه کسی به ما حق داده است بی اجازه از منابع آب زیرزمینی بهره برداری کنیم؟ کشور که نمی تواند همه مشکلات خود را با آب حل بکند. سازمان حفاظت محیط زیست باید پاسخ دهد که نسبت به حفظ سلامت محیط زیست چه کرده است.

به عبارت بهتر وزیر باید محکم پشت استاندار باشد ؛ استاندار نیز مجری مصوبات هیت وزیران و اسناد بالادستی، و به کمک مدیران استانی دستگاه های مختلف اجرا کننده سیاست های دولت باشد.  ولی الان مدیر جهادکشاورزی می گوید مردم گناه دارند و اجازه دهید چاه غیر مجاز بزنند.
یکی دیگر از موضوعات مهم این است که ما در کشور برای کشاورزی اصلاً سرمایه گذاری قابل توجهی نکرده ایم و باید در این زمینه اقدام جدی شود.
  واقعیت این است که در حال حاضر بسیاری از افراد  در حاشیه دریاچه به صورت غیرقانونی در حال برداشت آب هستند. اگرچه این موضوع ریشه اش در عدم توسعه یافتگی منطقه ای و بیکاری است ولی این موضوع با وجود بیکاری توجیه قانونی برای دست اندازی به منابع آب و توسعه غیرقانونی اراضی کشت آبی  ندارد. وظیفه ایجاد اشتغال  در حوضه آبریز دریاچه به عهده ستاد احیا یا سازمان آب یا وزارت جهاد کشاورزی نیست و ارگان هایی مانند وزارت کار و صنایع باید برای ایجاد اشتغال برنامه ریزی و در مقابل کسانی که آب دزدی می کنند اقدامی درخور انجام داد.
اگر مدیریت صحیح و هماهنگ در حوضه آبریز انجام شود و الگوی کشت کشاورزی منطقه اصلاح شود، با 50 درصد آب موجود نیز در بخش کشاورزی هم می توان حجم تولیدات کشاورزی را افزایش داد.
بر اساس مطالب مطرح شده توسط شما اینطور به نظر می رسد که در حوضه آبریز همچنان آن هماهنگی که باید بین دستگاه ها باشد وجود ندارد، درست است؟
 بله در حال حاضر حکمرانی خوب و هماهنگی کامل بین دستگاه های حاکمیتی وجود ندارد. ستاد احیا در حال حاضر وظیفه هماهنگی با 57 سازمان و ارگان را بر عهده دارد که در این مسیر نهادهای مختلف باید به ما کمک کنند. یک سری هماهنگی در مجلس است. یک سری هماهنگی ها باید در هیئت وزیران انجام شود و یک سری از هماهنگی ها باید در سازمان مدیریت و برنامه ریزی صورت بگیرد.

سازمان مدیریت با ما بسیار همراه است اما تأمین منابع مالی  یکی از مهم ترین چالش های  است که ستاد احیا با آن روبرو است مشکل وجود دارد. از سوی دیگر تخطی از قوانین نیز خیلی مهم است که لازم است میان دستگاه ها برای مقابله با رفتار خلاف هماهنگی  ایجاد شود. ما در حال حاضر داریم این هماهنگی را به زور انجام می دهیم. صدها کیلومتر کانال و صدها هزار هکتار اراضی کشاورزی  در منطقه است و مدیریت و هماهنگی  دستگاه های مختلف در این حوضه گسترده با این کمیت سخت است.

آقای دکتر نظر شما در مورد آثار تغییرات اقلیمی و خشکسالی در کاهش حجم آب دریاچه چیست؟
در طی 20 سال اخیر بارش و روان آب حوضه آبریز  حدود 20 درصد کاهش داشته است که مقدار کمی آن 1.7میلیارد مترمکعب کاهش در حجم آب دریاچه را نشان می دهد.  به عبارتی در 20 سال اخیر 34 میلیارد مترمکعب از آب متعلق به دریاچه از مسیر کاهش بارش و روان آب از دست رفته است. مطالعات حاکی از این است که ما با تغییرات اقلیمی در اینده  هم مواجه خواهیم شد. بنابر این نگرانی دیگر این است که در سال های آینده نیز تغییرات اقلیمی  باعث کاهش 25 درصد از ورود منابع آب  به دریاچه گردد.
ما باید در سال های اخیر با توجه به کاهش حجم آب ورودی به دریاچه  به دلیل نوسانات اقلیمی حجم مصرف  آب ر ا نیز  کاهش می دادیم ولی از مصداق های مدیریت و حکمرانی ناصحیح در حوضه آبریز این است که در طول 20 سال اخیر با وجود کاهش حجم بارش و  منابع آب ورودی به دریاچه،  از طرفی حجم برداشت آب در بخش های صنعت و کشاورزی  را افزایش داده ایم. برای مثال از سال 1390 به بعد 16000هکتار کشت آبی در منطقه میاندوآب افزایش پیدا کرده است. در مجموع می توان گفت نقش انسانی در آسیب دیدن دریاچه خیلی بیشتر از نقش عوامل طبیعی است و باید بپذیریم که ما نتوانستیم خوب این موضوع را مدیریت کنیم.
 
یکی از موضوعات و راهکارهای مطرح شده توسط برخی کارشناسان برای حل بحران آب دریاچه، بهره برداری از رودهای مرزی کشور است که حجم قابل توجهی از آن از کشور خارج می شود. نظر شما در مورد آب های مرزی چیست؟
بخش آب های مرزی یک مدیریت در وزارت نیرو دارد و در نتیجه تصمیم گیری و سیاست گذاری در مورد پروژه های رودخانه مرزی در کشور ارتباطی به ستاد  ندارد. هر کس باید کار خودش را بکند. در کشور ترکیه هیچ کس نمی تواند در مورد آب های مرزی حرف بزند. در بسیاری از کشورها از جمله ترکیه بحث آب های مرزی در اختیار وزارت امور خارجه است. لذا سیاست های کلان آب های مرزی در حیطه وظایف و تخصص ما نیست.
 
آقای دکتر حدود 70 سد در حوضه آبریز وجود دارد و این احساس ایجاد می شود که در گذشته مسئولین و مهندسان فارغ از نگاه کارشناسی و فواید این سدها، بیشتر به دنبال منافع مادی بوده اند، نظر شما در این باره چیست؟
این موضوع به آمایش سرزمین ربط دارد. مطالعه یک سد 16  تیم و خروجی به عنوان گزارش دارد که باید ایجاد سد نهایت به توسعه منطقه ای برسد.

 آن کسی که سد را ساخته وظیفه اش را انجام داده است ولی  مطالعات به صورت جامع و یکپارچه با هدف توسعه منطقه ای دیده  نشده  است. در کشور  عمده سازه ها به این صورت ساخته می شوند که برای مثال یک نماینده به مردم منطقه قول  سد می دهد و  با فشار بر روی دولت و تقاضا منابع فکری می کند سد سازی باعث بهبود زندگی مردم منطقه خواهذ شد و لذا بدون اینکه مطالعه جامعه صورت پذیرد سد ساخته  می شود. باید مسئولینی که دستور ساخت سد را میدادند مطالعات جامع را انجام میدادند و بر اساس توان واقعی منطقه بر روی رودها بارگذاری می کردند. یکی از مشکلات مدیریت غیر اصولی حوضه آبریز تقسیم شدن این حوضه در سه استان و به هم ریختگی برنامه ریزی منابع آب بوده است. احداث سد های بدون مطالعات جامع به همراه  مدیریت بخشی شرایط به وجود امده  را هم در پی داشته است. این به هم ریختگی تصمیم و نبود نگاه جامع و توسعه منطقه ای با دید ملی  سبب شده است که این اتفاق بیافتاد. بنابراین شاید مهم ترین مشکل در بخش برنامه ریزی و تصمیم گیری بوده است.

آقای دکتر یکی از گمانه ها درباره دلایل بحرانی شدن شرایط دریاچه ساخت بزرگراه شهید کلانتری بر روی دریاچه است، شما نقش این سازه را در برهم خوردن تعادل دریاچه چگونه می بینید؟

بزرگراه شهید کلانتری در زمان جنگ تحمیلی و بعد از انقلاب به دلیل تلاش برای افزایش امنیت و کاهش هزینه تردد و… مطالعاتش آغاز شد. برخی می گویند یکی از دلایل بحرانی شدن وضعیت دریاچه ارومیه ساخت این میان گذر است که دانشگاه تبریز وظیفه مطالعه و اثبات یا رد این فرضیه را به همراه سازمان حفاظت محیط زیست عهده دارد شد. با این حال سازمان محیط زیست و دانشگاه تبریز هنوز نتوانسته اند گزارشی که قرار بود سال گذشته تحویل دهند تمام و ارائه کنند.

یکی از سوال های مهم که بسیاری از منتقدین مطرح می کنند، نگاه ویژه رئیس جمهور به دریاچه ارومیه و نداشتن توجه یکسان ایشان به سایر بحران های زیست محیطی است، در این باره نظر شما چیست؟

آقای روحانی یک سیاستمدار باهوش و استراتژیست است. او قشنگ فهیمده بود که اگر دریاچه ارومیه خشک شود باید شهر تبریز جابه جا شود. کما اینکه در حال حاضر نیز بسیاری از تأسیسات شرق دریاچه دچار خوردگی  شده و مهاجرت کشاورزان از مناطق نزدیک دریاچه تشدید شده است.

دکتر روحانی در سال 92 متوجه شد که اگر دریاچه را احیا نکند باید هزینه های سنگین خسارت وارده آن را بدهد. از سویی نیز به لحاظ استراتژیک اگر ما بخواهیم مسئله آّب را حل کنیم گزینه های زیادی برای الگو سازی نداریم. از آنجا که حوضه آبریز دریاچه ارومیه هم آب، پتانسیل صرفه جویی، کشاورزی، اقتصاد ملی و بسیاری فاکتورهای دیگر را می توان به خوبی در کنار یکدیگر جمع کرد، این منطقه  مناسب ترین فضا برای حل مشکل آب کشور  است. دقت کنید که حل مشکل آب در دریاچه ارومیه می تواند یک الگو و تجربه خوب برای احیای سایر اکوسیستم های در خطر کشور باشد.

از جمله انتقادات مرتبط با عملکرد مسئولین درباره دریاچه، عدم اهتمام وزارت جهاد کشاورزی در مورد مکانیزه کردن آبیاری منطقه است، این موضوع صحت دارد؟

در مورد موضوع چرایی عدم توجه ویژه به آبیاری مکانیزه نکاتی قابل ذکر است. یکی از اقدامات ستاد در رابطه با کشاورزی  هزینه کردن 60 میلیارد تومان در زمینه اصلاح  الگوی کشت و اصلاح بذر، آموزش و به عبارتی کمک به کشاورزان است و  تغییر الگوی کشت اجباری هم نیست. ما می خواهیم به کشاورز بگوییم شما یک مقدار محدود و تعریف شده ای آب دارید که باید با کمک های ما کشاورزی اصولی خود را انجام بدهید. به همین خاطر فقط آبیاری تحت فشار را نباید دید. اگرچه در مناطقی که آبیاری تحت فشار باعث صرفه جویی می شود این مهم دنبال خواهد شد. در زمینه آبیاری مکانیزه  و بکارگیری آموزش  و ترویج یکی از مشکلات این است که  بخش تحقیقات و ترویج  وزارت  جهادکشاورزی فعال نیست. البته  این موضوع را هم باید اذعان کرد که  همه مشکل و راه حل آن آبیاری تحت فشار  نیست.

یکی دیگر از انتقادات در مورد عملکرد ستاد احیاء مقاومت وزارت نیرو و متولیان آب منطقه ای استان های درگیر برای تحویل حقابه دریاچه است، این موضوع را شما قبول دارید؟

علی رغم اینکه وزیر محترم نیرو دغدغه های زیست محیطی دارد و در این زمینه  برنامه هم داده است که بر اساس آن باید حدود  2.6 میلیارد متر مکعب حقابه دریاچه توسط رودخانه ها و سدها پتامین شود، این اقدام عملیاتی نمی شود و هنوز ما هیچ حرکتی از سازمان حفاظت برای پیگیری موضوع ندیده ایم. سازمان محیط زیست کلاً موضوع را رها کرده است.
مدیران آب شهرستان های منطقه از همان منطقه هستند و با کشاورزان و صنعتگران آنجا هم آشنا و از بستگان آنها هستند و آنها مقاومت می کنند.  در حال حاضر ستاد احیای دریاچه ارومیه با بعضی مسئولین محلی وزارت نیرو در زمینه تامین حقابه دریاچه  تقابل جدی دارد. علی رغم اینکه اولویت حقابه  ابتدا تامین اب شرب و بعد آن محیط زیست است، آنها حقابه دریاچه را نمی دهند و در برابر پرداخت آن مقاومت می کنند.

آقای دکتر واگذاری مطالعات تخصصی و مدیریت مجموعه به دانشگاه صنعتی شریف از جمله مسائل مورد نقد توسط اساتید و کارشناسان رشته های غیر مهندسی است. منتقدین بر این عقیده هستند که دانشگاه شریف به دلیل نداشتن رشته ها و تخصص های جامع نمی تواند در زمینه مطالعات موفق باشد. لطفاً اگر ممکن است در مورد چرایی انتخاب دانشگاه شریف و دانش هایی نظیر اکولوژی، پزشکی، محیط زیست و… که در این دانشگاه نیست، توضیح بدهید؟

البته این گفته قدری بی انصافی است . ما در دانشگاه صنعتی شریف سالانه تقریبا معادل بودجه دانشگاه قرارداد ارتباط با صنعت داریم. این حکایت از توان مدیریتی این دستگاه برای حل مشکلات کشور است. در زمینه محیط زیست در دو دانشکده تا سطح دکتری دانشجو می گیریم  و دروس آموزشی  مرتبط تدریس می شود. در بخش آب و محیط زیست بیش از 40 نفر کار و هیت علمی داریم. تعاملات بین المللی این دانشگاه با دانشگاه های تراز اول جهان شهره عام و خاص است. مثلا در مورد آب شناسی بهداشتی  و سلامت مردم از دانشگاه علوم پزشکی تبریز و کلمبیا آمریکا کمک گرفتیم . در مورد شناسایی کانون های غبار از دانشگاه تربیت مدرس  و متخصصین دریاچه آونز ( (owens lake آمریکا و کارشناسان جنگل ها و مراتع، در بخش اکو لوژی از محققین دانشگاه ارومیه، فرهنگستان علوم روسیه با توجه به تجربه آنان  و دانشگاه ایالتی یوتا آمریکا که در نزدیکی دریاچه گریت سالت لیک قرار دارند و از قضا خواهر خوانده دریاچه ارومیه  به لحاظ زمین شناسی است. بنابراین مدیریت  موضوع را دانشگاه شریف دارد ولی از ظرفیت های منطقه ، ملی و بین المللی کمال استفاده را برده است.  الان مثلا دو دانشگاه تبریز و ارومیه با همکاری دانشگاه واخنینگن هلند که بهترین دانشگاه دنیا است در مورد  موضوع کاهش 40 درصدی آب کشاورزی همکاری می نمایند. احتمالا به علت عدم اطلاع رسانی توسط ستاد عزیزان این مطالب را می گویند.

آقای دکتر ضمن تشکر از وقتی که در اختیار «تابناک» قرار دادید، به عنوان سئوال پایانی آیا شما قبول دارید که یک ستاد احیای کلی با الهام از عملکرد ستاد احیای دریاچه ارومیه باید برای همه مناطق دارای بحران زیست محیطی کشور ایجاد شود؟

ستاد احیای دریاچه ارومیه یک مدل برای بکارگیری از ظرفیت های ملی و بین المللی برای حل یک چالش و  موضوع زیست محیطی مهم در کشور ارائه نمود. باید این مدل مستند گردد و با توانمند نمودن، آموزش و اگاهی رساندن به بدنه کارشناسی کشور و بکارگیری ظرفیت ها و تجارب  بین المللی بتوان مسائل پیشرو را حل و نشان داد که امکان حل مسائل و چالش ها وجود دارد. شاید به جای تکثیر ستادها ، تجربیات و دانش به وجود آمده را باید به دیگر مناطق دارای بحران منتقل نمود  و دانشگاه ها نقش فعال تری را برای حل مسائل زیست محیطی و منطقه ای باید ایفا نمایند.

کلیدواژه ها :

مطالب مرتبط


Fatal error: Call to undefined function related_posts() in /home/khabaremru/domains/khabaremruz.com/public_html/wp-content/themes/KhabarEmruz1.0(pourali)/single.php on line 37